امروز می خواهیم درباره ی یکی دیگر از شرایط رسیدن به موفقیت یعنی ” تخصص داشتن در کار” صحبت کنیم.

کارهایی که انجام می دهیم برای آنکه نتیجه بخش و بهینه باشد، باید در آنها تخصص و آگاهی داشته باشیم. همیشه نتیجه ی استفاده کردن از افراد نامتخصص در کارها و پروژه های مختلف، هدر دادن بیت المال، و هزینه های گزاف و بی مورد و همچنین از بین بردن سرمایه های ملی می باشد. هر یک از این عامل ها، صدمات سخت و بزرگی بر بنیاد و پایه های اقتصادی کشور و جامعه وارد می کنند. تخصص نداشتن در کارها، به خصوص در پروژه ها و عملیات های اقتصادی، یا با مصرف کردن بودجه ها و امتیازاتی که به آن پروژه اختصاص یافته خواهد انجامید، یا به نتیجه نرساندن کارها و نصف و نیمه رها کردن کارها می انجامد، یا، باز هم به خاطر نداشتن تخصص، به علتِ اعمال نکردن اصول کار و کیفیت مداری، چندین و چند مرتبه آن پروژه تکرار می شود و هر دفعه، قسمتی از ثروت ملی از دست می رود. معمولا این نمونه های تکراری را در جاده سازی ها، کانال کشی و جدول گذاری خیابان ها، سدسازی و… مشاهده می کنیم.

در توصیه و تشویق به تخصص داشتن در کارها، شاعران ایرانی شعرهایی را سروده اند. به عنوان مثال، حکیم نظامی شعر زیر را سروده است :

می باش طبیب عیسوی هُش                         اما نه طبیب آدمی کش

می کوش به هر ورق که خوانی                       کان دانش را تمام دانی

پالان گریی به غایت خود                             بهتر ز کلاه دوزی بد

گفتن ز من، از تو کار بستن                           بیکار نمی توان نشستن

یکی دیگر از شاعران ایرانی که درباره ی تخصص داشتن در کارها شعر سروده است، استاد شهریار است. شعر زیبا و معنادار زیر را سروده است :

اگر از صد فزون فنونت هست                         در یکی ذوق فن، فزونت هست

گر همان یک فن اختیار کنی                          همه در کار ابتکار کنی

خوب کم از بد فزون بهتر                              مرد ذی فن ز ذی فنون بهتر

مطالعه
تلاش و پشتکار

تا فرنگی به فکر کار افتاد                              کار را جز به دست اهل نداد

کارها چون به دست اهل افتد                         مشکلات حیات سهل افتد

مولوی در بیت زیر بیان می کند  انسانی که تخصص داشته باشد، اگر سرمایه و دارایی او فقط خاک باشد، از آن خاک، “زر” خواهد ساخت و کسی که تخصصی نداشته باشد، حتی اگر “زر” هم به او بدهیم که از آن استفاده کند، آن را از بین می برد:

کاملی گر خاک گیرد زر شود                         ناقص ار زر بُرد خاکستر شود

سعدی شاعر دیگر ایرانی، درباره ی سفارش کار را به کاردان سپردن چنین سروده است :

امید عافیت آنگه بود موافق عقل                     که نبض را به طبیعت شناس بنمایی

مولانا در جایی دیگر می گوید:

کار بی استاد خواهی ساختن                          جاهلانه جان بباید باختن

شاعران ایرانی، برای رسیدن به “تخصص مداری”، مراجعه به استادان کاربلد و باتخصص، و در خدمت استاد بودن را توصیه کرده اند. فردوسی چنین سروده است :

سپردن به دانای داننده، گوش                        به تن توشه یابد، به دل رای و هوش

اگر دانشی مرد، راند سخن                             تو بشنو که دانش نگیرد کهن

ملک الشعرا، نیز چنین سروده است :

خدمت استاد باید دیرگاه                              تا که دانشجوی دانشور شود

اوحدی مراغه ای نیز چنین گفته است :

مرد را که اوستاد یار شود                              زود باشد که مردِ کار شود

ناصرخسرو هم در تاکید استاد دیدن چنین سروده است :

والا نگشت هیچ کس در عالم                         نادیده مر معلم والا را

در آموزه های دینی ما نیز به این تخصص مداری و کار را به کاردان سپردن تاکید شده است .

امام صادق علیه السلام می فرماید: “ما اُبالی الی مَنِ اِئْتَمَنْتُ خائناً اَو مُضَیعاً ”
از نظر من تفاوتی نمی کند که به خائن اعتماد کنم یا به ضایع کننده (نامتخصص).[۱]

امام صادق علیه السلام نیز به صراحت، رضایتمندی خود را از” تخصص داشتن” افراد در كسب روزی خود اعلام می‌دارند:
” إِنِّی لَأُحِبُّ أَنْ أَرَی الرَّجُلَ مُتَحَرِّفاً فِی طَلَبِ الرِّزْقِ؛  من دوست دارم مرد در طلب رزق، حرفه مند و ماهر باشد.” [۲]

امیرالمومنین علیه السلام در جای دیگر فرموده اند:

“تَعَرَّضُوا لِلتِّجَارَاتِ فَإِنَّ لَكُمْ فِیهَا غِنی عَمَّا فِی أَیدِی النَّاسِ وَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یحِبُّ الْمُتَحَرِّفَ الْأَمِینَ الْمَغْبُونُ غَیرُ مَحْمُودٍ وَلَامَأْجُورٍ”؛
تجارت كنید كه تجارت كردن موجب بی نیازی از آن چیزی است كه در دست مردم است. خداوند حرفه مند امین را دوست دارد. فرد مغبون [كه در معاملات اقتصادی فریب می‌خورد] نه مورد ستایش است و نه در خور پاداش.[۳]

مطالعه
سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد (دوبله فارسی)

و باز امام صادق علیه السلام فرموده اند :

” إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یحِبُّ مَعَالِی الْأُمُورِ وَیكْرَهُ سَفْسَافَهَا ”
خداوند از هر چیزی نوع والا و عالی آن را دوست دارد و از نوع پست و كم اهمیت آن ناخرسند است. [۴]

آیات قرآن نیز ما را به داشتن تخصص در کار راهنمایی کرده اند:

وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي ۖ فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ [یوسف:٥٤]
و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را برای کارهای خود برگزینم. پس هنگامی که با یوسف سخن گفت به او اعلام کرد: تو امروز نزد ما دارای منزلت ومقامی و [در همه امور] امینی.
قَالَ اجْعَلْنِي عَلَىٰ خَزَائِنِ الْأَرْضِ ۖ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ [یوسف:٥٥]
یوسف گفت: مرا سرپرست خزانه های این سرزمین قرار ده؛ زیرا من نگهبان دانایی هستم.

 

در رابطه با تخصص داشتن در کارها، از شهید چمران پرسیدند: تعهد بهتر است یا تخصص؟ در جواب گفت: می گویند که تقوا از تخصص لازم تر است، آنرا می پذیرم،
اما می گویم :آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.

در نهایت برای تکمیل این بحث، مطلب زیر را عنوان می کنیم:

«امروز بعد از ۳۵ سال که از انقلاب مي‎گذرد، ديگر آن دعواي تعهد و تخصصي که اول انقلاب بود، وجود ندارد. معني ندارد که ما بگوييم تعهد يا تخصص؟ هم تعهد، هم تخصص.زيرا در طي اين سال‎ها مديران خوبي تربيت شده‎اند و شخصيت‎هاي برجسته‎اي پرورش يافته‎اند، که هم تخصص لازم را دارند و هم متعهد ».[۵]

[۱]: الحیاة، ج ۵، ص ۵۴۰

[۲]: وسائل الشیعة، ج ۱۷، ص ۷۸

[۳]: وسائل الشیعة، ج ۱۷، ص ۱۱

[۴]: وسائل الشیعة، ج ۱۷، ص ۷۳

[۵]: گزيده‌اي از بيانات رهبر انقلاب در سوم شهريور ۷۲

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید